ترجمه "been" به فارسی

استخوان, پا, لنگ بهترین ترجمه های "been" به فارسی هستند.

been noun verb neuter دستور زبان

ledemaat waarop wordt gestaan en waarmee wordt gelopen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    ) graat [..]

    Soms worden de beenderen opengebroken zodat het merg vrijkomt.

    گاهی استخوانها را میشکنند تا مغز آنها را درآورند.

  • پا

    noun

    ledemaat [..]

    Door een dwaas hoofd lijden de benen.

    بخاطر سر نا بخرد پاها درد و رنج می کشند.

  • لنگ

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • استخون
    • ستخوان
    • اندام تحتانی
    • پنجه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " been " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "been"

عباراتی شبیه به "been" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "been" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه