ترجمه "beginnen" به فارسی

اغاز کردن, شروع کردن, شروع كردن بهترین ترجمه های "beginnen" به فارسی هستند.

beginnen verb دستور زبان

Een activiteit starten. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اغاز کردن

  • شروع کردن

    verb

    Ze begon te braken zodra we de scan starten.

    وقتي که اسکن رو شروع کرديم شروع کرد به استفراغ.

  • شروع كردن

    Een begin hebben, in een tijdelijke, ruimtelijke of evaluerende zin.

    Dit is niet echt het moment om aan kinderen te beginnen.

    شايد الان وقت خوبي واسه شروع كردن خانواده نيست.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beginnen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "beginnen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "beginnen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه