ترجمه "begroting" به فارسی

بودجه ترجمه "begroting" به فارسی است.

begroting noun feminine دستور زبان

raming van de te maken uitgaven voor de komende tijd

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بودجه

    noun

    We introduceerden een belastingmaatregel die onze begroting loskoppelde van de olieprijs.

    قانونی مالی معرفی نمودیم که بودجه مان را از قیمت نفت جدا ساخت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " begroting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "begroting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه