ترجمه "beheer" به فارسی
مديريت, مدیریت, مدیریت سیستم بهترین ترجمه های "beheer" به فارسی هستند.
beheer
noun
verb
neuter
دستور زبان
het beheren van, de zorg en verantwoording voor eigendommen van derden
-
مديريت
noun neuterIk heb het gevoel moeten we de vraag van die aan eigendommen van de baby te beheren vestigen.
احساس ميکنم بايد اين مسئله رو که چه کسي بايد املاک بچه رو مديريت کنه حل کنيم.
-
مدیریت
noun neuterOm het project te beheren tijdens al die maanden, bouwden we een veilige, virtuele redactieruimte.
برای مدیریت پروژه ای که ماه ها وقت میگیرد، ما اتاق خبر مجازی و امنی ساختیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beheer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Beheer
-
مدیریت سیستم
عباراتی شبیه به "beheer" با ترجمه به فارسی
-
دارایی تحت مدیریت
-
پوشه مرسوم اداره شده
-
سیاست صندوق پستی پوشه اداره شده
-
دستیار صندوق پستی پوشه اداره شده
-
ناشر مؤلف
-
سرپرست ثبت منابع
-
اداره کردن
-
تنظیمات محتویات اداره شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن