ترجمه "behendig" به فارسی
تَر و فرز, چابُک, چابک بهترین ترجمه های "behendig" به فارسی هستند.
behendig
adjective
دستور زبان
Zeer bekwaam. [..]
-
تَر و فرز
adjective -
چابُک
adjective -
چابک
adjectiveZe vonden het neusje van de zalm: 'agile' (behendig) ontwikkelen.
آنها به یک برنامه ضربتی موسوم به توسعه چابک متوسل شدند
-
ترجمه های کمتر
- چالاک
- چُست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " behendig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن