ترجمه "bel" به فارسی
زنگ, جوشيدن, حباب بهترین ترجمه های "bel" به فارسی هستند.
bel
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
[[klok]], [[schel]], [[zoemer]] [..]
-
زنگ
nounZe belde me op vanuit Tokyo.
او از توکیو به من زنگ زد.
-
جوشيدن
noun masculine -
حباب
noun masculineDus eigenlijk hebben we de doos veranderd in een bel.
خلاصا، این کلاس را به حباب مبدل کردیم.
-
زنگوله
noun masculineIk ben degene die Matt heeft gedwongen de bel te slaan.
من بودم که مت داناوان رو مجبور کردم زنگوله رو بزنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bel"
عباراتی شبیه به "bel" با ترجمه به فارسی
-
زنگ
-
تماس گرفتن
-
آمبولانس خبر کن
-
کمربند انجیلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن