ترجمه "bereik" به فارسی
برد, محدوده, محدوده صوتی بهترین ترجمه های "bereik" به فارسی هستند.
bereik
noun
verb
neuter
دستور زبان
de afstand die afgelegd kan worden [..]
-
برد
wiskunde
Mijn vader had een oud geweer gekregen dat niet eens de andere rivieroever kon bereiken.
به پدرم یک تفنگ قدیمی داده شده بود که حتی تا طرف دیگر ساحل رودخانه برد نداشت.
-
محدوده
Plastics hebben overlappende dichtheden in een zeer smal bereik.
پلاستیک ها دارای تراکم های هم پوشان در یک محدوده بسیار باریک هستند.
-
محدوده صوتی
classificatie voor een stem of muziekinstrument
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bereik " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bereik" با ترجمه به فارسی
-
استپ ول
-
رسیدن · نایل شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن