ترجمه "beroep" به فارسی
پیشه, حرفه, استیناف بهترین ترجمه های "beroep" به فارسی هستند.
beroep
noun
neuter
دستور زبان
een bezigheid waarmee men de kost verdient [..]
-
پیشه
noun -
حرفه
noun neutereen samenhangend geheel van arbeidstaken, die voor de uitvoering een bepaalde vakkennis en -kunde vereisen
Laten we'ns praten over het beroep van pugilist.
بيا من و تو يه خورده در مورد حرفه مشت زني حرف بزنيم.
-
استیناف
noun neuterDeze man is in beroep gegaan tegen zijn doodvonnis.
این شخص در مورد حکم مرگ خود به دادگاه استیناف داد.
-
ترجمه های کمتر
- شغل
- فرجامخواهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beroep " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beroep" با ترجمه به فارسی
-
فعال در کارهای خیالی
-
اعتراض (حقوق)
-
فعال در کارهای تاریخی
-
دادگاه استیناف
-
حرفه ای
-
توسل به مرجعیت
-
فعال در کارهای حقوقی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن