ترجمه "berooid" به فارسی

درویش, فقیر بهترین ترجمه های "berooid" به فارسی هستند.

berooid adjective دستور زبان

In grote nood voor voeding, onderkomen, kleding enz.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درویش

    adjective
  • فقیر

    adjective

    En een verarmde afscheiding, berooid en verloren,

    و تکه فقیر پائین رفته و خارج می شوند

  • [[درویش]]

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " berooid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "berooid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه