ترجمه "bevel" به فارسی

دستور, فرمان, امر بهترین ترجمه های "bevel" به فارسی هستند.

bevel noun neuter دستور زبان

verplicht uit te voeren opdracht zonder enige tegenspraak. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دستور

    noun

    Je bent wel opgeleid om bevelen uit te voeren.

    اما بهت ياد دادند که دستور رو اجرا کني.

  • فرمان

    noun

    Jouw wens is mijn bevel.

    خواستهٔ تو برای من فرمان است.

  • امر

    noun neuter

    Moet ik de dood van twee jongens bevelen, slechts negen en twaalf jaar oud?

    خب ، پس کافيه فقط امر کني تا اونارو نجات بدم از

  • اُرد

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bevel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bevel"

عباراتی شبیه به "bevel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bevel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه