ترجمه "beweging" به فارسی
جنبش, حرکت, ژیرش بهترین ترجمه های "beweging" به فارسی هستند.
beweging
noun
feminine
دستور زبان
in de staat verkeren waarin de locatie steeds veranderd [..]
-
جنبش
nounEnkele honderden jaren geleden verbreidde een beweging die ‘Het grote ontwaken’ werd genoemd, zich over het land.
صد ها سال پیش در آمریکای شمالی، یک جنبش بنام ”بیداری بزرگ“ در اطراف کشور گسترش یافت.
-
حرکت
noun interjectionnatuurkunde
Het leven is als fietsen. Om in balans te blijven moet je in beweging blijven.
زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید در حرکت باشید.
-
ژیرش
noun
-
ترجمه های کمتر
- جنبش اجتماعی
- فعال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " beweging " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "beweging" با ترجمه به فارسی
-
نوسانگر هماهنگ ساده
-
جنبش فرهنگ آزاد
-
جنبش مثبتگرایی سکس
-
دین های نوظهور
-
جنبش اتحاد انقلابی
-
جنبش سیاسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن