ترجمه "bewijs" به فارسی
اثبات, ادله اثبات دعوی, مدرك بهترین ترجمه های "bewijs" به فارسی هستند.
bewijs
noun
verb
neuter
دستور زبان
datgene wat de juistheid van een bewering onweerlegbaar vast (kan) leggen [..]
-
اثبات
noun neuterU hebt misschien het bewijs hiervan wel in de een of andere plaatselijke kerk gezien.
شاید اثبات این امر را در برخی از کلیساهای محلی مشاهده کرده باشی.
-
ادله اثبات دعوی
strafrecht
-
مدرك
noun neuterIets dat waarheid van een bewering of feit vaststelt.
Dit kan je niet laten innemen als bewijs.
نمي توني بذاري اين چيزها به عنوان مدرك ثبت بشن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bewijs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bewijs" با ترجمه به فارسی
-
تصديق کردن · نشان دادن
-
نزول نامتناهی
-
بینه
-
برهان خلف
-
برهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن