ترجمه "bezinksel" به فارسی

درد, لرد بهترین ترجمه های "bezinksel" به فارسی هستند.

bezinksel noun neuter دستور زبان

Een natuurlijke concentratie van rotsen, mineralen of paleontologische overblijfselen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد

    noun neuter
  • لرد

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bezinksel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bezinksel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه