ترجمه "bijgeloof" به فارسی
خرافه, خرافات بهترین ترجمه های "bijgeloof" به فارسی هستند.
bijgeloof
noun
neuter
دستور زبان
een geloof in iets extra's en onnatuurlijks
-
خرافه
Eerst dacht mijn vader dat het een onschuldig bijgeloof was.
اولش پدرم فکر مي کرد اينا خرافه پرستي هاي بي ضرر هست
-
خرافات
noun neuterDus hun bijgeloof, hun patroniciteiten, komen door gebrek aan controle enzovoort.
بنابر این خرافات و الگویابی آنها، همه به احساس عدم کنترل مربوط می شود و به همین ترتیب.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bijgeloof " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن