ترجمه "binnen" به فارسی
درون, تا, تو بهترین ترجمه های "binnen" به فارسی هستند.
binnen
adposition
adverb
دستور زبان
Omvat door. [..]
-
درون
adverbTussen de limieten van een gebouw.
En elk wezen is mooi als ze van binnen een gevoel van geluk ervaren.
و هر یک از موجودات چقدر زیبا هستند وقتی که از درون احساسِ خوشحالی میکنند.
-
تا
noun adpositionDan kunnen ze binnen en buiten lopen naar believen.
تا هرکي هر وقت فرصت کرد بره داخل و بخورـه.
-
تو
pronoun adjective noun adverbHij is de enige die jou binnen kan vragen.
اون تنها کسيه که ميتونه دعوتت کنه بياي تو.
-
در
adpositionIk zal binnen drie dagen antwoorden.
در ظرف سه روز پاسخ خواهم داد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " binnen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "binnen" با ترجمه به فارسی
-
مغولستان داخلی
-
به یاد آوردن
-
فیلتر سهولت سازی داخلی
-
در دسترس
-
رویداد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن