ترجمه "bit" به فارسی

بیت, دهنه, رقم دودویی بهترین ترجمه های "bit" به فارسی هستند.

bit noun masculine neuter دستور زبان

een metalen staaf die een paard in de bek gedaan wordt om het dier berijdbaar te maken. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیت

    یکای اطلاعات و ذخبره سازی در رایانه

    Het aantal bits dat verplaatst wordt, de grootte van het internet.

    مثل تعداد بیت هایی که فرستاده می شوند، یا اندازه اینترنت.

  • دهنه

  • رقم دودویی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bit " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bit
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • لگام

    paard

عباراتی شبیه به "bit" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bit" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه