ترجمه "blauw" به فارسی
آبی, مست, ābi بهترین ترجمه های "blauw" به فارسی هستند.
blauw
adjective
noun
neuter
دستور زبان
de kleur die zich in het spectrum bevindt tussen cyaan en violet [..]
-
آبی
noun feminineاز رنگ های اصلی [..]
Het is lastig te zien. Er zit geel en blauw door elkaar.
سخت که ببینید، یعنی رنگ زرد و آبی را اینجا ببینید.
-
مست
adjective -
ābi
noun neuter
-
ترجمه های کمتر
- آنی
- لاجوردی
- پیان
- گرست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blauw " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "blauw"
عباراتی شبیه به "blauw" با ترجمه به فارسی
-
خرچنگ آبی
-
نهنگ آبی
-
اکالیپتوس نیلی
-
یانگتسه
-
زاغی آبی سریلانکا
-
مسجد کبود
-
قورباغه نیزه سمی آبی
-
حواصیل خاکستری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن