ترجمه "bleek" به فارسی
کم رنگ, رنگ پريده, روشن بهترین ترجمه های "bleek" به فارسی هستند.
bleek
adjective
noun
verb
common
دستور زبان
gering van kleur [..]
-
کم رنگ
adjectiveHet zijn gewoon bleke reflecties van de real deal.
تو فقط يه انعکاس کم رنگ از واقعيت ميبيني
-
رنگ پريده
adjectiveIk bewonder je overtuiging, maar ik maak me zorgen om je bleke huidskleur.
عزم راسخت رو تحسين مي کنم ، سيلور ، ولي صورت رنگ پريده ت منو نگران مي کنه.
-
روشن
adjectiveDat blijkt uit de opstanding tot hemels leven die God gezalfde christenen geeft.
این موضوع در رابطه با رستاخیز مسحشدگان به زندگی آسمانی روشن میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bleek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bleek" با ترجمه به فارسی
-
گنجشک صخرهای کمرنگ
-
سفیدکردن دندانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن