ترجمه "blind" به فارسی
نابینا, کور, پرده کرکره بهترین ترجمه های "blind" به فارسی هستند.
blind
adjective
noun
neuter
دستور زبان
niet in staat te zien [..]
-
نابینا
adjectiveNiet in staat te zien.
De oude man is blind aan een oog.
یک چشم پیرمرد نابینا است.
-
کور
adjectiveNiet in staat te zien.
Ze waren blind en kozen ervoor weg te gaan.
آنها کور بودند، و انتخاب کردند دوری جویند.
-
پرده کرکره
noun -
kur
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blind " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "blind" با ترجمه به فارسی
-
تایپ دهانگشتی
-
فیل و کوران
-
نقطه کور
-
من نابینا هستم · کور هستم · کورم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن