ترجمه "bloedzuiger" به فارسی

زالو, زروک بهترین ترجمه های "bloedzuiger" به فارسی هستند.

bloedzuiger noun masculine دستور زبان

een worm die bloed zuigt uit mens en dier

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun masculine

    Wel, als ik een bloedzuiger zou daten, zou ik willen, dat iemand het me vertelde.

    خوب ، اگه با يه زالو قرار ميذاشتم دلم ميخواست يکي بهم بگه

  • زروک

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bloedzuiger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bloedzuiger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bloedzuiger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه