ترجمه "bol" به فارسی
کره, پیاز, کوژ بهترین ترجمه های "bol" به فارسی هستند.
bol
adjective
noun
masculine
دستور زبان
een driedimensionaal rond lichaam [..]
-
کره
nounlichaam
Dus vier derde is in de bol. Het is het volume van de bol.
پس چهار- سوم در کره است. یعنی حجم استوانه است.
-
پیاز
nounbiologie
-
کوژ
-
ترجمه های کمتر
- گوي
- گوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bol" با ترجمه به فارسی
-
کلاف · گلوله · گندله
-
هفت گوی بلورین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن