ترجمه "bont" به فارسی

رنگارنگ, پوست, چرم بهترین ترجمه های "bont" به فارسی هستند.

bont adjective noun neuter دستور زبان

De behaarde vacht van een zoogdier, gebruikt bij het maken van kleding en als garneersel of als decoratie. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • رنگارنگ

    adjective

    Die bonte verzameling troepen.

    اون ارتش رنگارنگ ؟

  • پوست

    noun

    Ze verhandelden bont met Les Français.

    با " لس فرانکيس " تجارت پوست داره.

  • چرم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آمیخته
    • خز
    • روشن
    • زنده
    • پت
    • کرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bont " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bont" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bont" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه