ترجمه "boog" به فارسی
کمان, تاق قوسی, خم بهترین ترجمه های "boog" به فارسی هستند.
boog
noun
verb
masculine
دستور زبان
wapen [..]
-
کمان
nounmeetkunde [..]
Misschien dat, door de constante druk, mijn primitieve overlevingsinstinct mij met de bogen verbond.
شاید در مواجه شدن با فشارمداوم، غریزه ی بقای من با کمان ها ارتباط برقرار کرده.
-
تاق قوسی
bouwkunde
-
خم
nounDit is een werktuigje om draad mee te buigen.
این یک جور وسیله خم کردن سیم است.
-
ترجمه های کمتر
- قلاب ماهيگيري
- طاق
- قوس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "boog"
عباراتی شبیه به "boog" با ترجمه به فارسی
-
تیر و کمان
-
قوس الکتریکی
-
خميده
-
تیر و کمان
-
آینه خمیده
-
جزیره کمانی · قوس آتشفشانی
-
خرک حلقه
-
خم · خم کردن · خماندن · خمیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن