ترجمه "boor" به فارسی

بور, درل, مته بهترین ترجمه های "boor" به فارسی هستند.

boor noun verb feminine neuter دستور زبان

een rond zijn as ronddraaiend werktuig om gaten mee te maken

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بور

    noun

    یکی از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها

    Een overschot aan boor zorgt voor de kleur.

    وجود عنصر بور ، اين رنگ رو توليد کرده

  • درل

    noun neuter

    Als ze daar achter komen boren ze gaten in mijn hoofd.

    اگه بفهمن من خبرچينم با درل مغزم رو سوراخ ميکنن

  • مته

    gereedschap

    Je oefent met een boor een kracht op de wand uit.

    فرض کنیند دارین مته رو به سمت دیوار فشار میدید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "boor"

عباراتی شبیه به "boor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "boor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه