ترجمه "boot" به فارسی
قایق, کشتی, لتکه بهترین ترجمه های "boot" به فارسی هستند.
boot
noun
masculine
دستور زبان
een klein vaartuig [..]
-
قایق
nounvaartuig [..]
De kapitein vertelde ons dat we het niet gingen redden. Dat de boot moest omdraaien.
کاپیتان به ما گفت نمی توانیم به مقصد برسیم، باید به قایق برگردیم.
-
کشتی
nounAls ik jou zou zijn, zou ik binnen het uur op die boot willen zitten.
اگه جای شما بودم ، بهتر بود که قبل از یک ساعت به کشتی می رسیدم.
-
لتکه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boot " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "boot"
عباراتی شبیه به "boot" با ترجمه به فارسی
-
هواگرد آبنشین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن