ترجمه "borgtocht" به فارسی
وثیقه ترجمه "borgtocht" به فارسی است.
borgtocht
noun
masculine
دستور زبان
-
وثیقه
strafrecht
Diplomatieke druk overtuigde de rechter om hem borgtocht te verlenen.
فشار دیپلماتیکی قاضی را مجبور به گذاشتن وثیقه برای آزادی او کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borgtocht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن