ترجمه "bouillon" به فارسی

آبگوشت, گوشتابه بهترین ترجمه های "bouillon" به فارسی هستند.

bouillon noun masculine دستور زبان

een aftreksel van magere vleesresten, beenderen of vis

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبگوشت

    noun neuter

    De koningin moet zwezerik met bouillon hebben.

    ملکه بايد نون شيرين و آبگوشت بخورن

  • گوشتابه

    voedsel

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bouillon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bouillon

Bouillon (voedsel)

+ اضافه کردن

"Bouillon" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bouillon در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "bouillon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه