ترجمه "breidel" به فارسی
افسار, جلوگيرى كردن, دهه كردن بهترین ترجمه های "breidel" به فارسی هستند.
breidel
verb
Een deel uitrusting gebruikt om een paard te leiden.
-
افسار
-
جلوگيرى كردن
-
دهه كردن
-
ترجمه های کمتر
- عنان
- قيد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breidel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن