ترجمه "breuk" به فارسی
کسر, ترک, شکست بهترین ترجمه های "breuk" به فارسی هستند.
de uitkomst (quotiënt) van een deling van twee of meer gehele getallen [..]
-
کسر
nounwiskunde
Dan gingen we naar de gevreesde breuken. En weer snapte hij het.
رفتیم سراغ کسر های ترسناک. و باز هم اون فهمید.
-
ترک
noun commonHij sprak over de grootste cross-dimensionale breuk
وقتی که او درباره بزرگترین ترک عرضی صحبت کرد
-
شکست
Het ruggenmerg vertoonde breuken. De neuronen kruisten op alle mogelijke manieren.
ستون فقرات شکسته می شد و یاخته های عصبی از هر طرف به هم گره خوردند.
-
گسل
شکستگیهایی که سنگهای دو طرف صفحهٔ نسبت به یکدیگر حرکت کرده باشند
Zorin hoeft alleen de meren maar op te blazen en de breuk loopt vol.
زورين بايد زير درياچه رو منفجر كنه تا سيل به گسل برسه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " breuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "breuk"
عباراتی شبیه به "breuk" با ترجمه به فارسی
-
کسر اریب
-
کسر انباشته
-
کسرخطی