ترجمه "bron" به فارسی

چشمه, منبع, چاه بهترین ترجمه های "bron" به فارسی هستند.

bron noun feminine دستور زبان

Plaats waar grondwater van nature uit een rots of de aarde naar de oppervlakte of een waterpartij stroomt. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • چشمه

    noun

    plek waar water ontspringt

    Zondag doen we een uitstap naar de Esperanto-bron.

    در روز یکشنبه سفری تفریحی به چشمه اسپرانتو خواهیم داشت.

  • منبع

    noun

    Ik heb duidelijk'n bron die meer weet dan jij.

    اينجوري که مشخصه ، منبعِ من از شما بيشتر مي دونه.

  • چاه

    noun

    In het gesprek met de vrouw aan de bron vergeleek hij zijn levengevende hoedanigheden met water.

    عیسی بر سر چاه برای آن زن، خصوصیات زندگیبخش خود را به آب تشبیه کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bron " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bron"

عباراتی شبیه به "bron" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bron" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه