ترجمه "brons" به فارسی
برنز, مفرغ بهترین ترجمه های "brons" به فارسی هستند.
brons
noun
neuter
دستور زبان
-
برنز
Ik raakte ook betrokken bij het smokkelen van diamanten, goud en brons.
کارم به جایی رسید که وارد قاچاق الماس، طلا و برنز شدم.
-
مفرغ
koperlegering
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brons " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brons" با ترجمه به فارسی
-
نشان برنز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن