ترجمه "broodje" به فارسی
نان رول, ساندويچ, لقمه بهترین ترجمه های "broodje" به فارسی هستند.
broodje
noun
neuter
دستور زبان
klein brood, vaak versierd, belegd of in een speciale vorm, voor één persoon
-
نان رول
noun -
ساندويچ
nounEn dat broodje gezond is het eerste dat ik eet van de hele dag.
و يه ساندويچ اولين چيزي که من هميشه ميخورم.
-
لقمه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " broodje " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "broodje"
عباراتی شبیه به "broodje" با ترجمه به فارسی
-
نان تست
-
نان · نون · چرک · چورک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن