ترجمه "brug" به فارسی
پل, pol, پل بهترین ترجمه های "brug" به فارسی هستند.
brug
noun
masculine
دستور زبان
kunstmatige weg over een diepte [..]
-
پل
nounسازه ای است فلزی، بتنی و یا با مصالح ساختمانی برای عبور راه، راهآهن و یا پیاده، از روی آب و یا مسیر راهی دیگر
Lang geleden was er hier een brug.
خیلی وقت پیش یک پل اینجا قرار داشت.
-
pol
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brug " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brug
Brug (bouwwerk)
-
پل
nounBrug (bouwwerk) [..]
Lang geleden was er hier een brug.
خیلی وقت پیش یک پل اینجا قرار داشت.
-
بریج (دندانپزشکی)
tandheelkunde
تصاویر با "brug"
عباراتی شبیه به "brug" با ترجمه به فارسی
-
پل سنگی
-
پل وتستون
-
میله پارالل
-
پارالل ناهمسطح
-
پل متحرک
-
شیطانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن