ترجمه "brul" به فارسی
عربده, غرش, نئره بهترین ترجمه های "brul" به فارسی هستند.
brul
verb
-
عربده
nounIk brulde, maar ze hoorden me niet.
تا جایی که توان داشتم عربده کشیدم ، اما اونها صدای من رو نشنیدند.
-
غرش
nounWie kan mij vertellen de eigenschappen van een effectieve brullen?
کي ميتونه خصوصيات يه غرش اثرگذار رو واسم بگه ؟
-
نئره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brul " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brul" با ترجمه به فارسی
-
انباغ · خروشیدن · غرش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن