ترجمه "buffer" به فارسی

بافر, حافظه میانگیر, حافظه میانی بهترین ترجمه های "buffer" به فارسی هستند.

buffer

Een toestel voor het verminderen van de kracht met welk een bewegend voorwerp iets raakt. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بافر

    masculine

    Heb je dat, Dr. Buffer?

    يادداشت کرديد ، دکتر " بافر " ؟

  • حافظه میانگیر

    geheugen

  • حافظه میانی

  • میانگیر

    Door deze optie te selecteren synchroniseert u deze twee buffers

    گزینش این گزینه ، این دو میان‌گیر را همگام می‌کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buffer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Buffer
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • محلول بافر

    scheikunde

عباراتی شبیه به "buffer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "buffer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه