ترجمه "bundel" به فارسی

بامه, بندیل, شعاع بهترین ترجمه های "bundel" به فارسی هستند.

bundel noun verb masculine دستور زبان

Meerdere samengebonden objecten.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بامه

    noun
  • بندیل

    noun neuter
  • شعاع

    noun
  • پرتو

    noun

    In die bundel gingen we Archimedes niet steken.

    واضح است که ما نمی خواستیم که این پرتو به کتاب ارشمیدس برخورد کند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bundel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bundel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه