ترجمه "burger" به فارسی
شهروند, غیرنظامی, شهروندی بهترین ترجمه های "burger" به فارسی هستند.
burger
noun
masculine
دستور زبان
-
شهروند
noun masculineEen goede burger is gehoorzaam aan de wet.
یک شهروند خوب از قانون اطاعت می کند.
-
غیرنظامی
noun masculineNatuurlijk is het goede nieuws, dat we als burgers, een betere whisky kunnen betalen.
البته ، طبقه بالا ، اینجا تو زندگی غیرنظامی
-
شهروندی
nounElke burger zou een app moeten kunnen downloaden
و هر شهروندی باید بتونه یک برنامه رو دانلود کنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "burger"
عباراتی شبیه به "burger" با ترجمه به فارسی
-
ویژیلانته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن