ترجمه "camera" به فارسی
دوربین, کامرا بهترین ترجمه های "camera" به فارسی هستند.
camera
noun
feminine
دستور زبان
een apparaat om stilstaande beelden mee te registreren [..]
-
دوربین
noun masculineIk zoek mijn camera.
بهدنبال دوربین فیلمبرداریام هستم.
-
کامرا
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " camera " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "camera"
عباراتی شبیه به "camera" با ترجمه به فارسی
-
دوربین تاریکخانهای
-
دوربین دیجیتال
-
اتاق روشن
-
اتاقک تاریک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن