ترجمه "canvas" به فارسی

بوم, بوم نقاشی بهترین ترجمه های "canvas" به فارسی هستند.

canvas

Een stof voor extreem zware belasting populair als ondergrond voor schilderijen.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوم

    noun

    Het is de troepen bemannen. Het is het canvas beschilderen.

    کار کردن روی سربازها. نقاشی کردن روی بوم.

  • بوم نقاشی

    stevig weefsel van hennep, vlas of katoen

    Mijn lichaam was als een canvas voor haar.

    بدن من براش مثل یک بوم نقاشی میموند،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " canvas " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "canvas" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه