ترجمه "cluster" به فارسی
خوشه (موزیک), خوشه کهکشانی, مجموعه بهترین ترجمه های "cluster" به فارسی هستند.
cluster
noun
masculine
دستور زبان
Een groep sterren die naast elkaar verschijnen.
-
خوشه (موزیک)
muziek
-
خوشه کهکشانی
astronomie
-
مجموعه
nounMaar ik wil jullie meenemen in een cluster die ik bijzonder belangrijk vind, en dat is het milieu.
اما مایلم شما را به مجموعه ای هدایت کنم که اهمیت خاصی برای من داره، و اون محیط زیست است.
-
گروه
nounLaten we kijken of we al deze punten kunnen clusteren.
بیائید ببینیم می توانیم تمام این نقاط داده ای متفاوت را در دسته های یکسان گروه بندی کنیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cluster " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cluster" با ترجمه به فارسی
-
خوشه کپی تک
-
تکرار مداوم خوشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن