ترجمه "coach" به فارسی
مربّی, مربی بهترین ترجمه های "coach" به فارسی هستند.
coach
noun
masculine
دستور زبان
Iemand die atleten traint.
-
مربّی
nounIemand die atleten traint.
-
مربی
nounMaar het deed me beseffen dat de coaches iets enorm belangrijks op het spoor waren.
اما باعث شد بفهمم که کار مربی درباره چیزی عمیقا مهم است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coach " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن