ترجمه "commando" به فارسی

فرمان, کاماندو, کماندو بهترین ترجمه های "commando" به فارسی هستند.

commando

bevel, leiding

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    informatica

    Wij staan klaar om te marcheren op uw commando.

    ما آماده ی حرکت به فرمان شما هستیم

  • کاماندو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " commando " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Commando

Commando (film)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کماندو

    militair

    Iemand wil, dat dat Joodse Commando hem het zwijgen oplegt.

    . يه نفر ميخواد که او کماندو هاي يهودي ساکتش کنند

اضافه کردن

ترجمه های "commando" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه