ترجمه "concerto" به فارسی

کنسرتو ترجمه "concerto" به فارسی است.

concerto
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کنسرتو

    noun

    De symfonie: Isaac Stern, het concerto, ik hoorde het."

    این سنفونی: اسحاق استرن، این کنسرتو، من این را شنیدم."

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " concerto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "concerto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه