ترجمه "condensator" به فارسی
خازن, انباره بهترین ترجمه های "condensator" به فارسی هستند.
condensator
noun
masculine
دستور زبان
elektrische component [..]
-
خازن
nounelektrische component dat elektrische lading en elektrische energie opslaat
Het lijkt of de tweede condensator uitviel.
به نظر ميرسه يکي از خازن هاي ثانويه شکسته شده
-
انباره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " condensator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "condensator"
عباراتی شبیه به "condensator" با ترجمه به فارسی
-
خازن الکترولیتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن