ترجمه "conflict" به فارسی
برخورد, تداخل, تضاد بهترین ترجمه های "conflict" به فارسی هستند.
conflict
noun
neuter
دستور زبان
Een toestand van oppositie of onenigheid tussen ideeën, interesses, enz. [..]
-
برخورد
noun neuterGevecht van korte duur.
Maar niettemin hebben we een grote achterstand in ons begrip van modern conflict.
اما ما همچنان با کاستی های فراوانی در برخورد با کشمکش های مدرن و درک آنها روبرو هستیم.
-
تداخل
-
تضاد
noun neuterIk hou van cowboys en indianen vanwege het conflict.
آخه بين گاوچرون ها و سرخ پوست ها يه تضاد هميشگي وجود داره.
-
ترجمه های کمتر
- درگیری
- ناسازگاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " conflict " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "conflict" با ترجمه به فارسی
-
درگیری مسلحانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن