ترجمه "connectie" به فارسی

اتصال, ارتباط بهترین ترجمه های "connectie" به فارسی هستند.

connectie

Een intersectie van pijpen of bedrading. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اتصال

    noun

    De connectie tussen lichaam en hoofd verenigt die dingen weer.

    و اتصال بین بدن و سر اغلب این دور را با هم پیوند میدهد.

  • ارتباط

    Deze mannen hebben met iedereen over het hele land connecties.

    الان اونا با همه آدما توي کل کشور ارتباط دارند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " connectie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "connectie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه