ترجمه "crash" به فارسی

ازکار افتادن, تصادف بهترین ترجمه های "crash" به فارسی هستند.

crash noun verb masculine دستور زبان

ernstig verkeersongeluk [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازکار افتادن

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " crash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Crash

Crash (2004)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • تصادف

    noun

    Crash (2004) [..]

    Ik had net de film 'Crash' gezien waarin mensen seksueel genot krijgen door auto's tegen muren te crashen.

    و تازگی فیلمی به اسم 'تصادف' را دیده بودم در اون آدمها با زدن ماشین به دیوار لذت جنسی میگرفتند.

عباراتی شبیه به "crash" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "crash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه