ترجمه "criticus" به فارسی

نقاد, نقد, نقدگر بهترین ترجمه های "criticus" به فارسی هستند.

criticus noun masculine دستور زبان

Een persoon die het werk van anderen evalueert.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقاد

    noun masculine

    om de cellen van de Criticus te activeren,

    تا سلول های بررسی کننده و نقاد را فعال کنیم ،

  • نقد

    noun

    Wat valt er te zeggen over de beweringen van hogere critici dat de Evangeliën niet voldoen aan de criteria van werkelijke geschiedenis?

    اما در مورد ادعای «نقد عالی» بر اینکه انجیلها معیارهای گزارشات تاریخی را دارا نمیباشند، چه باید گفت؟

  • نقدگر

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " criticus " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "criticus" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه