ترجمه "dal" به فارسی

دره, بازه, خلیف بهترین ترجمه های "dal" به فارسی هستند.

dal noun masculine neuter دستور زبان

een laagte in een heuvel- of bergstreek

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • دره

    noun

    aardrijkskunde [..]

    Als het moet, dan vechten we voor het dal.

    اگه مجبور بشيم ، براي اين دره مبارزه مي کنيم.

  • بازه

    noun
  • خلیف

    noun
  • وادی

    noun neuter

    De hoofdstad, Samaria, is prachtig en indrukwekkend gelegen aan „het hoofd van het vruchtbare dal”.

    سامره، پایتخت آن در محلی زیبا مشرف بر «سر وادی بارور» واقع است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dal

Dal (Midden-aarde)

+ اضافه کردن

"Dal" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Dal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "dal"

عباراتی شبیه به "dal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه