ترجمه "dansen" به فارسی

رقصیدن, رقص, رقص کردن بهترین ترجمه های "dansen" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Op overtredingen als het zingen van oneerbiedige liederen of dansen stonden zware straffen. ↔ خلافهایی از قبیل خواندن آوازهای سبک یا رقصیدن، مجازاتهای شدیدی به همراه داشت.

dansen verb noun دستور زبان

ritmisch bewegen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • رقصیدن

    verb

    Bewegen met ritmische stappen, voornamelijk op de maat van de muziek.

    Op overtredingen als het zingen van oneerbiedige liederen of dansen stonden zware straffen.

    خلافهایی از قبیل خواندن آوازهای سبک یا رقصیدن، مجازاتهای شدیدی به همراه داشت.

  • رقص

    verb neuter

    Er ligt een boek over dans op tafel.

    کتابی دربارهی رقص روی آن میز است.

  • رقص کردن

    verb

    Of bedoel je dat je nog nooit ten dans bent gevraagd?

    حالا هم ميگي هيچکس تا حالا ازت درخواست رقص نکرده.

  • وشتن

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dansen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dansen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dansen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

Oh, kan je niet dansen, Caroline?
اوه ، شايد نميتوني برقصي
Ik wil dansen, onbevangen,
مي خوام برقصم بدون هيچ مانعي
Dansen met de Spartanen.
رقصيدن با اسباراتيها
Wat kon die man dansen.
پسر ، اون مرد چقدر خوب ميتونست برقصه
Laten we allemaal gaan dansen.
فکر خوبيه همه بريم برقصيم